تبلیغات
روایت من - هنوزهم شبها بد خواب میشوی حسن جان..
جمعه 9 فروردین 1392

هنوزهم شبها بد خواب میشوی حسن جان..

• نوع مطلب: غم نوشت ،مناسبت نوشت ،
• نوشته شده توسط: آقامهدی

همین قدر کافیه....
یه لات با مادر تو کوچه...
دیگه اشک رمق نمیده بنویسم...


نظرات() 



فاطمه {گل دختر}
جمعه 9 فروردین 1392 11:24 ب.ظ
خدا نگهدار به امید دیدار
فاطمه {گل دختر}
جمعه 9 فروردین 1392 11:22 ب.ظ
ببخشید خدافظ
نفیسه
جمعه 9 فروردین 1392 11:18 ب.ظ
چرا این فکر رو میکنی؟شما فراری نیستی
فاطمه {گل دختر}
جمعه 9 فروردین 1392 11:14 ب.ظ
مرسی لطف دارین .
فاطمه {گل دختر}
جمعه 9 فروردین 1392 11:09 ب.ظ
نع عالیه
فاطمه {گل دختر}
جمعه 9 فروردین 1392 10:20 ب.ظ
سلام ممنونم . زیارتتون قبول اما من حداقل تا چن روزه دیگه مشهد هستم
نفیسه
جمعه 9 فروردین 1392 09:22 ب.ظ
منظور از دماغ عملی رژلبی اون بد حجاباست آقا مهدی، وگرنه من پسر عمم مماغش رو عمل کرده از خودمم محجبه تره!!
نفیسه
جمعه 9 فروردین 1392 09:21 ب.ظ
اول سلام.

نه خونم نشستم پیش کامپیوتر دارم نظر آقا مهدی رو میخونم.
میشه بگمتون دایی مهدی؟
مگه من گفتم از حجاب حرفی زدید!!!


مشهد ایشالله تابستون اگر قابلمون دونست و دعوت کرد.

نفس...
جمعه 9 فروردین 1392 07:04 ب.ظ


خدایا دیدی؟؟!!!

کلی باران فرستادی تا این لکه ها را از دلم بشویی... ......

من که گفته بودم لکه نیست ، "زخم" است

+سلام دوست خوبم آپم منتظرحضورتون هستم.....


+سلام درضمن زیارت قبول امیدوارم که ماروهم فراموش نکرده بودید درکربلا
پاسخ آقامهدی : فراموش نکرده بودم...
نفیسه
جمعه 9 فروردین 1392 05:00 ب.ظ
چون خیلی بدم خیلی!!


ببخشید منم مسافرت بودم.


زیارتتون قبول



منم میبردین باهاتوون نترس من دماغ عملی رژلبی نیستم مقنعم تا بالا ابروهامه چادرم میزنم

شما خیلی شبیه دایمی

دایم خیلی منو دوس داره چون با حجابم.البته وراج هم هستم!

واه سلام یادم رفت سلام. خوبی؟؟

دیدی گفتم خیلی وراجم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.