تبلیغات
روایت من - چی بگم!
چهارشنبه 26 تیر 1392

چی بگم!

• نوع مطلب: دل نوشت ،
• نوشته شده توسط: آقامهدی

وقتی فاصله کم میشه...
رسیدن به هدف هم آسون میشه...
من نمیدونم دیگه علت چیه...
خدا اینقدر نزدیک شده ..
بازم ما دل به دیگری باخته ایم...


رمضان نوشت.

نظرات() 



علی اکبر
شنبه 29 تیر 1392 02:59 ب.ظ
داستان من و خدا و عشق و امید داستانی تکراریست؛ شاید بودن همت در جمع ما می توانست مارا به هم برساند!!!
امروز میخواهم داستانی از نو بنویسم؛ باتمام وجودم، باتمام قلبم، با تمام نداشته های داشته ام و با تمام ایمان کوچکم...
روزی بود و روزگاری...
انقدر عاشقش بودم که همه چیزم را برایش باتمام عشق فدا کردم؛ مثل حسین...
+خدایا مرا فقط گوشه ی چشمی...
+ التماس دعای مخصوص
پاسخ آقامهدی : ممنونمم
پنجشنبه 27 تیر 1392 10:49 ب.ظ
دای هستی
راحـــــــوما
پنجشنبه 27 تیر 1392 11:42 ق.ظ
سلام..
با یک مطلب در مورد امام زمان (عج) آپم..
توصیه میکنم کل مطلب رو بخونی...
نظر هم فراموش نشه..
منتظرم...

تعجیل در ظهور حضرت صلوات
پاسخ آقامهدی : میرسم خدمتتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.