تبلیغات
روایت من - شاید...
دوشنبه 26 تیر 1391

شاید...

• نوع مطلب: دل نوشت ،
• نوشته شده توسط: آقامهدی

شاید آخرین روزی باشه زندگی میکینم...

مانند سفر...

آخرین سفر...

بیا خوب باشیم...

مثل لحظه های اخر...


خودتو تو فرصت کم ببین...

تو فرصت کم ...

بهترین باش...

همین

هدیه ای برای من() 



ململ الدوله ی کبیر(مریم)
پنجشنبه 29 تیر 1391 01:25 ب.ظ
جایی که عشق ورزیدن گناه میشود، عاشق نماندن گناه بزرگ تری است.....
پاسخ آقامهدی : .....
حیوا
سه شنبه 27 تیر 1391 04:21 ب.ظ
خواستم بگم ادم باید خوب از فرصتاش استفاده کنه که بعدش پشیمون نشه
(به به عجب نطخی کردم آفرین به خودم )
راستی آقا مهدی یه پس وند بزن بغل اون حیوا!
کشمشم دم داره آقا! گناه داری بزار راهنماییت کنم مثلا میتونی بزاری :
حیوا جون یا حیوا ی عزیز یا حیوا خانم
به حال حال یه چیزی بزن تهش
آفرین پسر خوب
پیر شی بابا
پاسخ آقامهدی : باشه حیوا جون حیوا خانم
و...هزارن جمله زیبای دیگر
ململ الدوله ی کبیر(مریم)
سه شنبه 27 تیر 1391 11:41 ق.ظ
تو را دوست میدارم ولی افسوس كه توهرگز نمیدانی ، نگاهت میكنم شاید بخوانی ازنگاهم ، ولی افسوس كه تو حتی نگاهم رو نمیخوانی...
پاسخ آقامهدی : ....
نگار
دوشنبه 26 تیر 1391 07:45 ب.ظ
فک کنم امام علی بودم که می گفت جوری زندگی کن که انگار آخرین روز زندگیته
تو مدت زمان کم ارزش زمان رو بهتر می دونی و عملکرد بهنری نشون میدی و کاملا با حرفتون موافقم
پاسخ آقامهدی : نمیدونستم
ولی میدونستم تو دین به همچین موضوعی اشاره شده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.